سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

200

تاريخ ايران ( فارسى )

آورده و سه سال بعد از اين ولايات و متصرفات آل جلاير را ضميمه نمود و سلطان احمد ايلكانى را شكست داده و بقتلش رسانيد . بعد از قرايوسف كه خواهرش گوهرشاد زوجهء شاهرخ بود پسرش اسكندر بجاى وى نشست . برادرش جهانشاه سربازى كه هميشه قرين با ظفر بود گرجستان را در شمال و نيز فارس و كرمان را در طرف جنوب تسخير كرد . او خراسان را گرفته و در هرات تاجگذارى كرده بود كه دو پسرش اينوقت سر بطغيان برداشته و مجبورش ساختند كه از تمامى آمال و نقشه‌هائى كه داشت صرف‌نظر كند و كمى بعد از اين مورد حملهء ناگهانى شده و بدست اوزن حسن از طايفهء آق‌قويونلو بقتل رسيد ، مسجد آبى تبريز از بناهاى همين پادشاه است . سلسلهء آق‌قويونلو يا داراى گوسفندان سفيد 908 - 780 هجرى ( 1502 - 1378 ) « 1 » سلسلهء آق‌قويونلو يا صاحبان گوسفندان سفيد كه از اجداد و نياكان دورى باسم بايندرى نيز معروف بوده‌اند بواسطهء اراضى و زمين‌هائى كه از طرف تيمور لنگ به آنها در ارمنستان و بين النهرين در پاداش خدمتى كه كرده بودند اعطا شد در همان سال مثل طائفه رقيب‌شان يعنى صاحبان گوسفندان سياه تأسيس يافته و كرسىنشين آنها ديار بكر بوده است . اقتدار آنها در اول نسبت بطايفهء رقيب كمتر و پست‌تر بود كه عداوت و دشمنى سخت و شديدى با آنها داشته‌اند و اين عداوت هم ناشى از اين عمل اسكندر شد كه هنگام فرار از جنگ شاهرخ اتفاقا قراعثمان جد حسن بيگ معروف به اوزن يا حسن دراز را گرفته و در ارزروم اين رئيس را زندانى ساخته و در حبس هم او مرد و پس از چندى او لاشه‌اش را از قبر بيرون آورده سرش را بريد و با آئين فيروزى آن را براى سلطان مصر فرستاد . اوزن حسن بعد از غلبهء بر شاه جهان پسرش حسن على را شكست داده و اسيرش گرفت و بعد او را با تمام افراد خانواده‌اش به تقاص اين عمل فجيع وحشيانه بقتل رسانيد . چنان كه در بالا ذكر شد ابو سعيد به آذربايجان حمله برده و بدست اوزن حسن اسير شد و اينمرد در سايهء اين فتوحات خيره‌كننده سلطان به تمام معناى ايران گرديد . مرگ اين شخصيت

--> ( 1 ) - لو در تركى بمعنى تملك و دارا بودن چيزى است .